فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

373

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )

القصّه ، جمرهء نار غضبش از جاى خود برخيزانيد و در آتش جانسوز « 1 » حسدش نشانيد . شب هنگام اين فقير را به خلوت خواند و در خلا از هر باب سخن راند . بعد از القاى سمع و نهايت جهد در جمع ذهن و فهم از صد هزار حرف پريشان اين كلمه مفهوم و معلوم گشت كه اين جرأت و بىادبى را سببى غير بىسببى تصوّر نتوان كرد و علّت اين حدّت جز علّت سودا نتواند بود . چگونه در حضرت ما كه با صولت فرعونى حاشا رتبت موسوى جمع كرده‌ايم و با شوكت دجّالى قوّت عيسوى آورده ، كسى دم زند « 2 » ؟ يا در تدبير ملكدارى و عدالت گزارى ما از منزل اعراض و مقام اعتراض قدم زند ؟ رمز « 3 » مهمّات ملكى از صفحهء احوال رعيّت نه هر دانا خواند و مصالح پادشاهى نه هر گدا داند ! بيت رموز « 4 » مصلحتِ مُلك ، خسروان دانند * گداى گوشه‌نشينى تو حافظا ، مخروش فقير گفتم اگر بندگان قاضى عنايت فرمايند و مدّعاى اين فقير را استماع نمايند ، مشروط بر آنكه غضبِ ناشى ساعتى مفقود و باب طيّاشى لمحه‌اى مسدود باشد ، كمينه بر آن دعوى بيّنتى بنمايم و بر آن مدّعا استدلالى فزايم . بر سبيل تهكّم رخصت تكلّم داد . گويى نعمان است كه منصب فتوا به جاهل مىسپارد يا سحبان كه نوبت كلام را به باقل مىگذارد . كمينه از مقام تؤده و وقار نه از طريق طيش و استكبار ، گفتم بر كسى كه عقل كل را مزدور كارخانهء ( 199 - پ ) تدبير خود پندارد و مبدأ فياض را در فيضان انوار علوم گداى درگاه خويش انگارد ، همانا پوشيده نخواهد بود كه در ميان نوع انسان كه اخصّ صفات او ادراك معقولات و تدبير « 5 » در كارخانهء كاينات است ، افرادى كه به مزيد قوّت عقليّه از ساير افراد نوع امتياز يافته‌اند ، در ضمن دو قسم اندراج دارند : قسمى ، قوّت فكريّهء « 6 » ايشان از مدارج جسمانيّات منفرج گشته « 7 » و از پايهء اجسام فلكى

--> ( 1 ) . KP : جانسوز + عقدو . ( 2 ) . F : نزند . ( 3 ) . F : و هر . ( 4 ) . P : رموز + و . ( 5 ) . F : تدبر . ( 6 ) . P : فكر بر . ( 7 ) . P : متفرج نگشته .